بعد از مدتها
خیلی وقته که میخوام بیام اینجا رو یک آب و جارو کنم وقت نمیشد.امروز دیگه خیلی هوس کردم بیام اینجا علی رغم اینکه فسقل داره شیطونی میکنه و چشم و چالم و در میاره اما اومدم.
پسملکم الان ۶ ماه و ۳ هفته اش و من واقعا باورم نمیشه اینقدر که زود گذشت.نمیشه گفت آسون بود اما از بس هر روز هیجان خاص خودش و داره برا آدم زود میگذره . مثلا اولین خنده ها -اولین دندون یا حتی گلاب به روتون شل و سفت شدن پی پی(هیچ وقت فک نمیکردم از دیدن پی پی خوشحال بشم ) و باباو ماما و اد ومد گفتناش .![]()
راستش هنوز باورم نمیشه که مامان شدم !!!!!!!!!![]()
موهام شدیدا داره میریزه
و کیانم ماشالا با مو کشی روندش و سریعتر کرده. هنوز شیر خودم میدم اگرچه الان غذای جامد میخوره اما تصمیم دارم تا یکسالگی ادامه بدم و برا همین خیلی از نظر خورد و خوراک سخت نمیگیرم البته تا جایی که میتونم سالم میخورم و مناسب اما باز گاهی نمیشه ولی شده خیلی روزها هم نرسیدم ناهار بخورم.
خوب من برم که دیگه برام مو نموند ! آه . فعلا
+ نوشته شده در جمعه 21 آبان1389ساعت 13:11  توسط آنی
|
